آنچه تاکنون درباره «یه شب عالی در کنار معلم و همکلاسیهای نیکا❤❤ 96/12/09» منتشر شده است را در ادامه بررسی میکنیم.نیکای مهربونم به پیشنهاد خانم عظیمی معلم پیش دبستانیت قرار شد همه خونواده با هم بریم رستوران بابای پریناز یکی از دوستات و سوپرایز باشه و هیچ کدوم از بچه ها خبر نداشته باشن.عصرش از خواب که بیدار شدی بهت گفتم میخوایم بریم رستوران.آماده شدیم و سه تایی رفتیم رستوران هزار دستان.اول از همه پریناز رو دیدی و کلی ذوق کردی و یکی یکی دوستات میومدن و برای دیدن هر کدوم کلی جیغ و فریاد میکردین.و ش
برچسب:
نویسنده: آتنا رنجبر
آنچه تاکنون درباره «96/12/23چهارشنبه سوری» منتشر شده است را در ادامه بررسی میکنیم.امسال برای چهارشنبه سوری رفتیم مدرسه طبیعت که دختر همکار من باران مدتیه میره اونجا.دختره نازم یه محیط آروم بود و تو خیلی دوست داشتی.یه چهارشنبه سوری متفاوت با مراسم های خیلی قشنگ...ساز و دهل و نقالی و چای آتیشی و آش خوردن و بازی های متنوع در مدرسه طبیعت..#چهارشنبه سوری با آیین ایرانی#نه به ترقه و مواد منفجره#لحظه های نابعاشق شن بازی شده بودی و از این اتاق تکون نمیخوردی همش تا ولت میکردم میومدی شن بازییه دوست اونجا
برچسب:
نویسنده: آتنا رنجبر
آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «عید نوروز 97» را در ادامه بخوانید.روز آخر مدرسه گفتن هر لباسی که دوست دارین بپوشیم و بریم مدرسه کناره سفره هفت سین مدرسهعکس بگیرین.عشق مامان تو هم کفش تق تقی و لباس مهمونی پوشیدی و تور زدی رو موهات..لاکچریه لاکچری امسال برای سال تحویل رفتیم تهران خونه عمه فهیمه اینم لحظه سال تحویل ....دختره قشنگم الهی همه لحظه های زندگیت غرق شادی باشه. امسال مسافرت رفتیم اصفهان و شیراز و خداروشکر به تو خیلی خوش گذشتهمش با مهرزاد و باران بازی میکردی و برای تو مسافرت لذت بخشی بوددر ح
برچسب:
نویسنده: آتنا رنجبر
❄⛄باران یا برف … چه فرقی میکند ؟شما که باشین، هوا که هیچ ؛ زندگی خوب است
یه روز خوب با دو تا عشق.
نیکا جانم برف بازی رو خیلی دوست داری .و امروز که اولین برف زمستونی اومد سه تایی رفتیم
و کلی برف بازی کردیم.
برچسب:
نویسنده: آتنا رنجبر
❄⛄یه روز برفی عالی همراه معلم بی نظیر نیکا جون و دوست های عزیزش❤❤فرشته مامان
لحظه هایی که به تو خوش میگذره من آنچنان غرق شادی میشم که با هیچ لذتی برام
قابل مقایسه نیست.
عاشقتمممممممممممممم.
برچسب:
نویسنده: آتنا رنجبر
سلام.
نیکای مهربونم به پیشنهاد خانم عظیمی معلم پیش دبستانیت قرار شد همه خونواده با هم بریم رستوران بابای پریناز یکی از دوستات و سوپرایز باشه و هیچ کدوم از بچه ها خبر نداشته باشن.عصرش از خواب که بیدار شدی بهت گفتم میخوایم بریم رستوران.آماده شدیم و سه تایی رفتیم رستوران هزار دستان.اول از همه پریناز رو دیدی و کلی ذوق ک
برچسب:
نویسنده: آتنا رنجبر
یکی از کاراهایی که خودت باید انجام میدی
یه دوخت به سلیقه خودت .منم بهت دندون موشی رو یاد دادم و تو تا اخرش رو انجام دادی

برچسب:
نویسنده: آتنا رنجبر
فرشته زندگی من
امسال برای چهارشنبه سوری رفتیم مدرسه طبیعت که دختر همکار من باران مدتیه میره اونجا.
دختره نازم یه محیط آروم بود و تو خیلی دوست داشتی.یه چهارشنبه سوری متفاوت با مراسم های خیلی قشنگ...ساز و دهل و نقالی و چای آتیشی و آش خوردن و بازی های متنوع در مدرسه طبیعت..#چهارشنبه سوری با آیین ایرانی#نه به ترقه و موا
برچسب:
نویسنده: آتنا رنجبر
عشق مامان یه روز که خونه مامان فاطمه بودیم و داشتیم ترشی درست میکردیم
تو هم دوست داشتی کمک کنی
و مامان قربونت بشه اینقدر قشنگ و با دقت خورد میکردی .فدای مهربونیات بشم

برچسب:
نویسنده: آتنا رنجبر
نفس مامان امسال ششمین عید نوروزی که تو میگذرونی.روز آخر مدرسه
برچسب:
نویسنده: آتنا رنجبر
اولين روز قدم نهادن تو دنياي بزرگترا. نیکا جونم از امروز بايد خودت از خودت مراقبت کنی. امروز اولين روز از پا گذاشتن تو اجتماع بزرگترهاست. خدايا خداوندا به دستان تواناي تو مي سپارمش. امانتي كه به دستم دادي در تمام لحظات به دستان قدرتمند و نوازشگر و مهربانتر خودت مي سپارمش تا هر روز شكوفاتر و سلامت تر به من بسپاريش..
نیکا جونم امروز با اینکه روزه خیلی خوبی بود اما برای من غم انگیز بود ...نمیدونم چرا شاید چون دیگه بزرگ شدی و کم کم داری ازم جدا میشی.اما تنها چیزی که برات از خدا میخوام که همیشه و هر لحظه لبت خندون و دلت شاد و تنت سالم باشه.
اینم چند تا عکس خوشگل از امروز:
نیکا و بابا حمید
نیکا و مامان نفیسه
نیکا و دوستش روشا
نیکا جون بعد از مدرسه با خاله انسی رفتی اداره و اونجا همکار خاله هم چند تا عکس خیلی خوشگل ازت گرفت.
| *| نوشته شده : سه شنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۶ و ساعت 11:39به دستان nana |
برچسب:
نویسنده: آتنا رنجبر


برچسب:
نویسنده: آتنا رنجبر
تو هر روز بزرگتر می شوی و من در حیرت زیبایی خلقت خداوند... عاشقانه نگاهت می کنم و در
شیرینی و شادی تو غرق میشوم..

| *| نوشته شده : پنجشنبه دوم شهریور ۱۳۹۶ و ساعت 10:27به دستان nana |
برچسب:
نویسنده: آتنا رنجبر


برچسب:
نویسنده: آتنا رنجبر


برچسب:
نویسنده: آتنا رنجبر